چارلز دیکنز
الیور پسرک پرورشگاهی است که پس از اخراج از پرورشگاه در کوچه و خیابان سرگردان میشود، و به دام دزدان میافتد و با آنها همکاری میکند. روزی به خانه ی مرد ثروتمندی میرود و در آنجا میفهمد که با آنها خویشاوند است.همان جا میماند و زندگی خوبی پپدا می…
چارلز دیکنز یکی از پر طرفدارترین رمان نویسان دوره ی ویکتوریا با نام مستعار" با ز " و یک اصلاح طلب پرشوربود. گروهی از منتقدان او را از نویسندگان توانا، دارای قدرت آفرینش بی پایان و شخصیتی باهوش وبا حساسیت اجتماعی بالا می دانند. اما نویسندگانی…
تاجری پسری تنبل دارد. روزی برای اینکه او را تربیت کند، کوله پشتی ای به او می دهد و او را راهی سفر می کند. پسر در راه به غاری می رسد. در غار با پسرکی که جست و خیز و بازی می کند آشنا می شود. پسرک او را به بازی وادار می کند و آنچه از رمزهای بازی می…
زن تاجر دختری زیبا و بازیگوش دارد که با شیطنت هایش مادر را خسته می کند. روزی سیمرغی از بام خانه شان پرواز می کند. زن تاجر به شوخی می گوید ای سیمرغ من از دخترم خسته هستم، کاش او را با خود ببری. از آنجا که سیمرغ زن جادوگری است دختر را با خود به جنگل…
الیور پس از اخراج از پرورشگاه در خیابان و کوچه ها سرگردان می شود. او در دام پیرمردی یهودی به نام فاگین می افتد که از الیور برای دزدی و گدایی استفاده می کند. سرانجام الیور به طور اتفاقی به خانه ی مرد ثروتمندی می رود و در آنجا می فهمد که با آن ها نسبت…
داوید پیش از تولد، پدر خود را از دست میدهد. پس از تولد او مادرش ازدواج میکند. ناپدری دیوید را به یک مدرسهی شبانه روزی در لندن میفرستد. از همان روز اول به سفارش ناپدری مسئولان مدرسه به تنبیه دیوید میپردازند. دیوید پس از مرگ مادرش به خانه باز می…
"سکروج" مردى خسیس است که چند سال پیش با "جیکوب مارلى" شریک بوده است و بعد از مرگ او به تنهایى و به کمک یک معاون، کارهاى شرکت را انجام مىدهد. شب کریسمس او در خواب روح مارلى را می بیند که در غل و زنجیر است. مارلى به او می گوید که ۳ روح به دیدن او…
پیپ، پسرک نوجوان با یک قاتل فرارى آشنا مى شود. عمویش او را نزد پیرزنى ثروتمند به نام خانم هاویشام مى فرستد که مرد مورد علاقه اش در آستانه ى ازدواج او را ترک کرده است و اکنون دوست دارد کودکان را پیرامون خود داشته باشد. پسرک در خانه ى او با دخترى زیبا…
داوید پیش از تولد، پدر خود را از دست میدهد. پس از تولد او مادرش ازدواج میکند. ناپدری دیوید را به یک مدرسهی شبانه روزی در لندن میفرستد. از همان روز اول به سفارش ناپدری مسئولان مدرسه به تنبیه دیوید میپردازند. دیوید پس از مرگ مادرش به خانه باز می…
مادر الیور به هنگام تولد او از دنیا می رود . الیور در نوانخانه بزرگ میشود. اما از نوانخانه بیرون میآید و گرفتار پیرمردی یهودى به نام فاگین و گروهش که دزد و بزهکارند میافتد. فاگین مىخواهد از او براى مقاصد خود، یعنى دزدى و گدایى استفاده کند. پس…
داوید پیش از تولد، پدر خود را از دست میدهد. پس از تولد او مادرش ازدواج میکند. ناپدری دیوید را به یک مدرسهی شبانه روزی در لندن میفرستد. از همان روز اول به سفارش ناپدری مسئولان مدرسه به تنبیه دیوید میپردازند. دیوید پس از مرگ مادرش به خانه باز می…
پدر لوسى مانت تازه از زندان آزاد شده است. لوسی براى ادامه ی زندگى به انگلستان مىرود و در آنجا ازدواج مىکند. اما شوهرش توسط انقلابیون (انقلاب فرانسه) به اعدام محکوم مىشود.
پیپ، پسرک نوجوان با یک قاتل فرارى آشنا مى شود. عمویش او را نزد پیرزنى ثروتمند به نام خانم هاویشام مى فرستد که مرد مورد علاقه اش در آستانه ى ازدواج او را ترک کرده است و اکنون دوست دارد کودکان را پیرامون خود داشته باشد. پسرک در خانه ى او با دخترى زیبا…
ناپدری نامهربان دیوید او را به یک مدرسهى شبانه روزى مىفرستد. مسئولان مدرسه به او سخت مىگیرند و پیوسته تنبیهاش مىکنند. پس از مرگ مادر، دیوید به خانه بر مىگردد و مدتی در کارخانه شراب سازى ناپدرىاش کار مىکند، اما به سبب دشوارىهاى کار و زندگى…
پیپ، پسرک نوجوان با یک قاتل فرارى آشنا مىشود. عمویش او را نزد پیرزنى ثروتمند به نام خانم هاویشام مىفرستد که مرد مورد علاقهاش در آستانه ى ازدواج او را ترک کرده است و اکنون دوست دارد کودکان را پیرامون خود داشته باشد. پسرک در خانه ى او با دخترى زیبا…
الیور پس از اخراج از پرورشگاه در خیابان و کوچه ها سرگردان میشود. او در دام پیرمردی یهودی به نام فاگین میافتد که از الیور برای دزدی و گدایی استفاده میکند. سرانجام الیور به طور اتفاقی به خانهی مرد ثروتمندی میرود و در آنجا میفهمد که با آنها نسبت…
پیپ، پسرک نوجوان با یک قاتل فرارى آشنا مى شود. عمویش او را نزد پیرزنى ثروتمند به نام خانم هاویشام مى فرستد که مرد مورد علاقه اش در آستانه ى ازدواج او را ترک کرده است و اکنون دوست دارد کودکان را پیرامون خود داشته باشد. پسرک در خانه ى او با دخترى زیبا…