احسان
گربه، سگ، سنجاب، لاک پشت، گنجشک، خرگوش و جوجه با هم در خانه ایی در جنگل زندگى مىکردند و هر کدام غذای مخصوص به خود را میخورد. پس از مدتى آنها تصمیم گرفتند از هم جدا شوند و هر یک به جاى مناسب تری بروند. سنجاب در جنگل ماند. جوجه و گنجشک و خرگوش به یک…
پسر کوچولو سوار بر اسبی که از عمو جان هدیه گرفه است، به گردش می رود. آن ها دوستان خوبی برای هم میشوند.
الاغ، سگ، گربه و خروس به سبب پیرى از خانه هاى شان رانده شده اند. آن ها در جنگل به خانه اى مى رسند که مخفی گاه دزدان است. به کمک هم دزدها را فرارى مى دهند و در آنجا ساکن مى شوند.
بچه گربه ها دستکش هاى شان را در صحرا گم مى کنند و گریه کنان به خانه برمى گردند. مادرشان به آن ها مى گوید به صحرا بر گردید و همه جا را خوب جست و جو کنید. آن ها دستکش ها را روى شاخه ى درخت پیدا مى کنند.
خیاطی که با یک ضربه، هفت مگس را کشته است، به پیشنهاد موش نزد حاکم مى رود تا شغل مناسبى پیدا کند. او به کمک موش، شرط های حاکم یعنی کشتن دو غول، دستگیری اسب یک شاخ و گراز وحشی را عملى مى کند و داماد حاکم مى شود.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل:"گیس گلابتون"؛ گیس گلابتون در جنگل گم مىشود. به کلبه اى مىرود و در آنجا سه بشقاب پر از فرنی مىبیند. هر سه را مىخورد و روی صندلی مىخوابد. ناگهان با صدای سه خرس بیدار مىشود و فرار مى کند. وقتى دختر به خانه مىرسد تمام…
دانش آموزان در صندوق عقب اتوبوس مدرسه، بچه گربه اى پیدا مىکنند. او را به داخل اتوبوس مىآورند و به او شیر و غذا مىدهند. از آن پس، بچه گربه در اتوبوس زندگی میکند تا زمانی که راننده اتوبوس عوض مىشود. بچه ها بقیه ى خواهر و برادرهای بچه گربه را که…
آشپزباشی کلوچه ی بزرگى مىپزد. کلوچه از دست آشپزباشی فرار مىکند. آشپزباشی، پسر بچه ها، مرغ و جوجههایش همه به دنبال کلوچه مىروند ولی موفق به گرفتن او نمىشوند. تا اینکه کلوچه به خوک مىرسد. خوک قول مىدهد از او مواظبت کند. وقتى خوک و کلوچه نزدیک…
سامبو که با لباس های جدیدش براى گردش به جنگل رفته است، پس از حمله ى ببرها ناچار مى شود لباس هایش را به آن ها ببخشد. ببرها پس از پوشیدن لباس هاى سامبو با هم مى جنگند. آنقدر دور درختان مى چرخند تا در اثر گرماى زیاد تبدیل به روغن مى شوند. پدر سامبو…