چکیده

احمد و دوستانش از حاج علی گوشفیل می خرند تا بفروشند. اما حاج علی به آنها گران می فروشد. احمد سر این موضوع با حاج علی دعوا می‌کند. سرانجام دوستان احمد به کمک او می آیند.
داوود نزد خانواده‌ی دائی‌اش در روستا زندگی می‌کند و روزها در یک کوره کار می‌کند. مدت هاست که یکی از چشم‌هایش عفونت کرده و درد می‌کند. داوود که می‌ترسد نابینا شود و او را برای گدائی به شهر بفرستند، تلاش می کند پولی جمع کند و به دکتر برود. اما زن…
برادر کوچک با کمک پدر بزرگ و دوستانش کتاب هاى زیادى مطالعه می‌کند و کارهاى خوب و جالب‏ انجام می‌دهد. اما همیشه دلش مى خواهد مانند برادر بزرگش بتواند بخواند، بنویسید، کتاب‌ها را نقد کند و با دوستانش همانند او درباره‌ی کتاب‌ها صحبت کند.
جمعه، دلش می خواهد همیشه باقی بماند. برای همین با نیرنگ تلاش می‌کند ثانیه‌های ساعت را از کار بیندازد. شماری از ثانیه ها تصمیم می‌گیرند تاریخچه و چگونگی کار ساعت را بدانند. وقتی آنها می‌فهمند که باعت حرکت عقربه ها ی ساعت و گذشت زمان هستند، شروع به…
بنفشه‏اى در کنار جویبارى می روید و با ماه دوست می شود. او مى خواهد بداند که چرا ماه‏ تغییرشکل مى دهد و نورش را از کجا مى آورد. بنفشه سرانجام پاسخ پرسش‌هایش را پیدا می کند.