چاپخش
مردم دهکده از خشکسالى در رنجاند. مردی میخواهد تنها مرتع آباد آنها را بگیرد. مردم متحد مىشوند و او را بیرون مىکنند.
بلبلی با گل سفید زیبایی آشنا می شود. دوستی آن دو عمیق می شود. بلبل حاضر نمیشود در زمستان به منطقهی گرمسیر کوچ کند. او تمام زمستان را به امید بهار و دیدن دوبارهی گل سفید کنار بوته آن میماند. نزدیک بهار که بلبل شادمانه میپرد و آواز میخواند، باز…
مولکول آب با دوستان خود قطرهاى تشکیل مىدهند و به دریا مىرسند. در این مسیر با قطرههاى دیگر و متفاوت و ماجراهای زیادى روبه رو مىشوند. آنها مرداب، نهر، رود، چاه، باران، تگرگ و برف را نیز در این سفر میبینند.