نمايشنامه ايرانی

بیژن از لولو خیلى مى‏ترسد. یک روز عمو لولو براى او نامه مى‏نویسد تا به دیدنش بیاید. عمو لولو یک آدم معمولى است و براى بیژن هدیه هاى زیادی آورده است. بیژن با عمو لولو دوست مى‏شود و دیگر از او نمى‏ترسد.
روباهی دست به سینه در برابر پیرزن که دارد چای می خورد، ایستاده. پیرزن از روباه می خواهد وسایل او را به در حمام برساند و بعد بیاید و خانه را تمیز کند و ناهار هم بپزد ولی از شیر و ماستی که در گنجه هست نخورد. روباه بعد از انجام دادن کارها خسته می شود و…