فانتزی انگلیسی
زمانی که انسان با هدف دستیابی به ستاره ای دور دست محیط زیست زمین را از بین برد و سرانجام رهسپار ستارهای دور میشود، دایناسورها دوباره از خواب بیدار میشوند. دایناسورها با از بین بردن تمامی زباله ها و عوامل آلوده کننده زمین زندگی را به زمین باز می…
مسافر زمان روى بعد چهارم، یعنى زمان تحقیق مىکند و بر پاپه ی نتایج به دست آمده، ماشین زمان را می سازد. او با ماشین زمان آینده به دورانى مىرسد که انسان ها همه ی مشکلات اجتماعى و بهداشتى را حل کرده و دچار سستى و رخوت شده اند. در ادامه ی سفر به زمانى…
آرتور از کودکى به جادوگرى مهربان سپرده میشود و به کمک شمشیر جادویى به پادشاهی انگلستان میرسد. در هنگام، مرگ شمشیر را به دریاچه میافکند و در قایقى زندگى را بدرود میگوید.
آلیس روی سبزه ها نشسته است که خرگوش سفیدی را می بیند. خرگوش دائما به ساعتش نگاه می کند و زیر لب می گوید که دیرش شده است. او خرگوش را تا لانه اش تعقیب می کند و وارد دنیای شگفت انگیزی می شود که در آنجا همراه با دیگر جانوران کوچک می شود، رشد می کند،…
دختر کوچولو انگشتى سحرآمیز دارد و با آن مىتواند هر موجودى را به هر شکلی که خودش مىخواهد در مىآورد. یک بار معلمش را به گربه تبدیل مىکند. بار دیگر، دست هاى خانواده ى گراگ را که براى تفریح، پرندگان و جانوران را شکار مىکنند، به شکل بال و بال هاى…
ترایپادها (سه پایه ها) کره زمین را تسخیر کرده اند و بر سر انسان ها کلاهک هایی گذاشته اند تا فکر آنها را بخوانند. ویل پسر بچه ای ۱۲ ساله است که هنوز مراسم کلاهک گذاری او برپا نشده است. روزی ویل با مردی رو به رو مىشود. او در پى نوجوانانی است که هنوز…
ویل و فریتس دو نوجوان اند که در کو ه های سفید برای مبارزه با سه پایه ها که اربابان زمین شده بودند آموزش دیده اند. آنها موفق میشوند به شهر اربابان بروند و از نزدیک با شیوه ى زندگی شان آشنا شوند و با آنها مبارزه کنند. آن دو پس از مدتی به کوه های سفید…
ویل مى تواند از شهر اربابان (سه پایه ها) اطلاعات خوبی به دست آورد و به مردم کوه های سفید برساند تا بتوانند حمله به شهر اربابان را آغاز کنند. در این مدت هم ساکنان کوه های سفید با کاوش در یک شهر قدیمی و پیدا کردن کتابخانه ای با چندین هزار جلد کتاب به…
چهار فرزند خانواده ى واتسون که به همراه خانواده ى خود برای تعطیلات به خانه ای در منچستر آمده اند، به دنبال یک توپ گمشده به درون کلیسایى متروک و ویران کشانده مىشوند و ناگهان خود را در سرزمین بیگانه ’الیدور‘ مى یابند؛ جایى که زمانى جزیره اى سبز فام…
پدر و مادر پیتر، سوزان، ادموند و لوسى براى در امان نگه داشتن فرزندان شان از آسیب بمباران هاى هوایى، آنها را به خانه اى در خارج از شهر لندن مىفرستند. در آن خانه، گنجه اى است که براى نخستین بار لوسى وارد آن مىشود و خود را در سرزمین جادویى نارانیا…
خانواده اى به نام بانکى، مرى پاپینز را استخدام مىکند. او استعدادهاى شگفت انگیزى دارد. مىتواند زبان سگ ها را بفهمد، با یک چتر پرواز کند و در چند ثانیه به هر جاى دنیا که دلش مىخواهد برود. بچه هاى خانواده ى بانکى، به ویژه جین و مایکل، بچه هاى بزرگتر…
دکتر دولیتل جانوران زیادى در خانه ى خود نگهدارى مىکند. برای همین مردم به مطبش نمىروند و به زودى فقیر مىشود. سرانجام طوطى دکتر به او پیشنهاد مىکند انسان ها را رها کند و تنها به درمان جانوران بپردازد. دکتر یک بار کشتى اى مىگیرد و با آن به افریقا…
خانواده ی "پات" خوشبخت اند. پدر خانواده معروف به فرمانده اراکتاکرس، همیشه در فکر اختراع چیزهاى عجیب است. او یک ماشین قراضه ى قدیمى را به شکل ماشینى نو و عجیب و غریب در مى آورد. و اسم آن را چیتى چیتى بنگ بنگ مى گذارد. روزى گلگیرهاى ماشین مثل دو بال…
گالیور با کشتی خود به سفر می رود و گرفتار توفان مى شود. سرانجام خسته و بی جان به ساحل می رسد و خود را در سرزمین آدم های کوچک می بیند. او به آن ها کمک های زیادی می کند و از آنجا می رود. اما باز گرفتار توفان می شود. این بار به سرزمین آدم های بزرگ می…
آلیس در یک روز گرم تابستان، هنگامى که با خواهرش روى چمنزارى نشسته است و با بى میلى مىخواهد کتابى را که خواهرش در حال خواندن آن است، ورق بزند تا چیز جالبى در آن بیابد، با خرگوشى روبه رو مىشود که او را به سرزمینى دیگر مىبرد. در آنجا به موجودات…
مردم مى خواهند آدم آهنی را از بین ببرند چون ابزارهاى آهنى آن ها را مى خورد. اما پسری به نام هاگارث چاره اى مى اندیشد و مانع از نابودى او مى شود. پس از چندى، مردم با مشکلى روبه رو مى شوند و آدم آهنى مشکل آن ها را حل مى کند. به همراه یادداشت مترجم…
آلیس در یک روز گرم تابستان، هنگامى که با خواهرش روى چمنزارى نشسته است و با بى میلى مىخواهد کتابى را که خواهرش در حال خواندن آن است، ورق بزند تا چیز جالبى در آن بیابد، با خرگوشى روبه رو مى شود که او را به سرزمینى دیگر میبرد. در آنجا به موجودات…
مجموعه ى دو داستان: "آلیس در سرزمین آئینهها"، آلیس در گوشهی مبل بزرگی نشسته و در حالت نیمه خواب با گربه کوچولوی سیاهش بازی میکند. سپس به دنیای پشت آینهها که همه چیز در آن بر عکس دیده میشود میرود و به سرزمین مهره های شطرنج وارد می شود. او در…
جان و جین در تنه ى درخت سوراخی پیدا مى کنند که خانه ى آقای هیچ کس است. آقای هیچ کس بسیار شیطان است. با شیطنتهای خود برای جان و جین مشکل درست مى کند. جان و جین به او مى گویند که اگر دست از شیطنت برندارد، پدرشان درخت را قطع خواهد کرد. آقای هیچ کس…
کشتی دریانوردی به نام گالیور گرفتار توفان میشود و او را به سرزمینی میبرد که ساکنان آن آدم کوچولو هستند. گالیور در این سرزمین گرفتار ماجراهایی می شود. او با یک قایق از جزیره بیرون می رود ولی این بار وارد سرزمین آدم بزرگها (غولها) میشود. نخست…