فانتزی اسباب بازی ها
بچه عروسک های شهر اسباب بازی ها توجهی به قوانین و مقرارت راهنمایی و رانندگی ندارند. آنها یا خود با ماشین ها تصادف میکنند و به بیمارستان میروند و یا منجر به تصادف ماشین ها با هم میشوند. سرانجام یک روز پلیس راهنمایی و رانندگی آن ها را جمع کرد و با…
زری و منوچهر خواهر و برادرند. این دو با شیطنت های خود همه را آزار می دهند. زری یک عروسک موطلایی و منوچهر یک مجسمه ی مسی دارد. روزی زری عروسکش را به زمین می زند و دماغ عروسکش می شکند. شب که می شود عروسک به مجسمه ی مسی می گوید: روزگاری من هم مانند زری…
برادر و خواهری به نامهای فریتس و ماری در شب کریسمس یک آدمک فندقشکن هدیه میگیرند. فندقشکن در نیمه شب جان میگیرد و در جنگ میان اسباببازی ها و موشها، رهبری اسباببازی ها را به عهده میگیرد. سپس روشن میشود که او یک شاهزاده است و موش جادوگری او…
در میان ۲۵ سرباز حلبى، یکى پا ندارد. سرباز حلبى یک پا، عاشق عروسک بالرینى میشود. اما غول اسباب بازیها، سرباز حلبى را از پنجره به بیرون میاندازد. سرباز داخل جوى آب میافتد و میرود تا در دریا طعمه ى یک ماهى میشود. ماهى سر از آشپزخانه ى صاحب سرباز…
مجموعه ى دو داستان: "آلیس در سرزمین آئینهها"، آلیس در گوشهی مبل بزرگی نشسته و در حالت نیمه خواب با گربه کوچولوی سیاهش بازی میکند. سپس به دنیای پشت آینهها که همه چیز در آن بر عکس دیده میشود میرود و به سرزمین مهره های شطرنج وارد می شود. او در…
پرویز پسر مرتب و با انضباطی است. پدر و مادرش از او بسیار راضی اند ولی پرویز می خواهد از این هم بهتر باشد، روزی به نظرش مى رسد که تمام وسایل خانه جاندار شده اند و با او حرف می زنند، از همه ى آن ها مى پرسد که چگونه باشم که از این هم در نزد همه…