داستان علمی - آموزشى
مارتین به خانه ی عمه لوسى در دهکده می رود و با مرغ ها، خرگوش ها و کبوترهاى چاهى دوست می شود. به جانوران غذا مى دهد و با آنها بازى مى کند.
براى سال نو هدیه ی بسیار زیبایی برای مارتین رسیده است، یک تقویم با ۱۲ ماه. ژانویه با سال نو شروع مىشود و روز اول آن، آغاز سال نوست. مارتین با تقویم پیش مىرود. هر ماه براى او چیزهای تازه ای دارد. در آخر تقویم باز سال آینده مىآید در تمام ماه ها او…
خرگوش کوچولو یک تخم پیدا مى کند. سعی می کند آن را بشکند ولی نمی تواند. خرگوش کوچولو نمى داند چه چیزی می تواند در این تخم باشد. ولى هر چه فکر می کند به نتیجه ای نمى رسد. خسته مى شود و خوابش مى برد. زمانی که خرگوش در خواب است، اردک کوچکی از تخم بیرون…
پسر کوچولو از خرگوشش در قفس نگه دارى مى کند. بعضى وقت ها خرگوش را از قفس بیرون مى آورد و به او شبدر و هویج مى دهد. خرگوش از گربه و صداى بلند خروس مى ترسد ولى از جوجه ها خوشش مى آید.
کودک کوچولوی مومی سرما خورده است. هر کس برای بهبود او دارویی پیشنهاد مى کند که هیچ کدام اثر ندارد. مادر به دنبال پزشک مى رود. او کودک را درمان مى کند. مادر با خودش عهد مى کند که اگر فرزندش بیمار شد، جز به دکتر به کس دیگر مراجعه نکند.
مجموعه ی ۱۲ داستان درباره ی پدیده های طبیعی برای پی بردن به وجود خدا، شامل: مرغابیها؛ بزغاله؛ جوجه مرغ؛ و....
مطالبى درباره ى چگونگی پیدایش باران، برف، ابر و رنگینکمان، در قالب داستان. همراه ۱۰ چیستان.