داستان جنگ

پسری به نام مالشیش کیبالشیش با پدر و برادرش زندگی می‌کرد. جنگ شروع شد. همه به جنگ ‏رفتند. روستا خالی بود. مالشیش و بچه های دیگر هم با شجاعت جنگیدند. مالشیش اسیر شد. اما اسرار جنگی ارتش کشورش را فاش نکرد و سرانجام به دست دشمن کشته شد.
تی ین پائو پسرکی چینی است که در زمان جنگ میان چین و ژاپن با خانواده اش در روستایی زندگی می‌کرد. با بمباران روستای آنها توسط ژاپونی ها او به همراه خانواداه‌اش به شهر هنگ یانگ می‌روند . روز بعد پدر و مادر تی ین پائو برای پیدا کردن کار به فرودگاه می‌…
مجموعه ۳ داستان، شامل: دزد جنتلمن؛ عبور از دیوار؛ سد.
آرتور پسر اوتر شاه در زمان کودکى فنون جنگ را به خوبى یاد می‌گیرد و وقتى پدرش می میرد، به پادشاهى انتخاب و پادشاهى لایق و عادل می‌شود. او شوالیه‏هاى زیادى دور خود جمع می‌کند. در میان این شوالیه‏ها، لانسلوت و ملکه به آرتور خیانت می‌کنند. و این خیانت…
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: کور؛ بابا میلتون؛ انتظار؛ و....
آرتور پسر اوتر شاه در زمان کودکى فنون جنگ را به خوبى یاد می‌گیرد و وقتى پدرش می میرد، به پادشاهى انتخاب و پادشاهى لایق و عادل می‌شود. او شوالیه‏هاى زیادى دور خود جمع می‌کند. در میان این شوالیه‏ها، لانسلوت و ملکه به آرتور خیانت می‌کنند. و این خیانت…
مجموعه ی ۲۷ داستان، شامل: آخرین درس؛ بچه جاسوس؛ مادران؛ و....
مجموعه ی ۱۹ داستان، شامل: راز آقاى کورنیل؛ پیرها؛ بزهای آقای سوگن؛ و....
مجموعه دو داستان، شامل: "ویلى شلاق کش": جان مزرعه‏اى دارد. در نزدیکى مزرعه ی او نیز مردى به نام "ویلى شلاق کش" زندگى مى‏کند. جان به مبارزه با ویلى و دوستان تگزاسى او که به تمام مزرعه‏ها و گاوها حمله مى‏کنند می‌پردازد. بعد از کشته شدن کلانتر، جان از…
مجموعه‌ی ۵ داستان، شامل: عشق حقیقی؛ مرگ ماهیگیر؛ طوفان یا جزیره ارواح؛ و ....
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: نیورنز زیبا؛ آخرین درس؛ محاصره برلن؛ و....
جریان نبرد ۸۴ روزه ی نیروی هوایی آلمان و انگلیس در جریان جنگ دوم جهانى که به شکست نیروی هوایی آلمان انجامید.
پدر هاى وا - پسرک چوپان - به پارتیزان ها پیوسته است و حالا او کار پدر را دنبال مى‏کند. هاى وا رهبر تیم بچه‏هاست و نگهبانى دهکده را به‏ عهده دارد. پدرش او را مامور مى‏کند تا نامه‏اى فورى را به پارتیزان ها برساند. او با تمام دشواری ها سرانجام نامه را…
سلطان پیر که سخت بیمار است، ‌تنها یک پسر دارد که پس از او جانشین‌اش شود. اما او خواندن و نوشتن نمی‌داند و از کسی هم فرمان نمی‌برد. سلطان می‌میرد و پسرش هنس کوچولو که پیش از این مادرش را از دست داده است. جانشین او می‌شود. هنس محبوب مردم به ویژه…
اولگا و ژنیا، دو دختر سرهنگ الکساندروف، فرمانده ی گردان زره پوش، برای گذراندن تعطیلات به خانه ی ییلاقی ‏در حومه ی مسکو می روند. ژنیا برای فرستادن تلگراف به پدر به شهر می رود. و برای پیدا کردن پست خانه وارد خانه ای می شود که هیچ کس در آن نیست. هنگام…
سربازی در جنگ دوم جهانی با پدر و پسری برخورد می کند و تاثیر جنگ را در زندگی آن دو و کودکانی که در جنگ یتیم شده‏اند، می‏بیند. او که با مشاهده ی این رخدادها به یاد خانواده ی خویش ‏افتاده است، با امید به فردایی بهتر به مبارزه با دشمن ادامه می‏دهد.
اولگا و ژنیا، دو دختر سرهنگ الکساندروف، فرمانده ی گردان زره پوش، برای گذراندن تعطیلات به خانه ی ییلاقی ‏در حومه ی مسکو می روند. ژنیا برای فرستادن تلگراف به پدر به شهر می رود. و برای پیدا کردن پست خانه وارد خانه ای می شود که هیچ کس در آن نیست. هنگام…
نیروهاى اسراییلى شهر "دیریاسین" را محاصره کرده اند. شمار اندکی از جوانان به دروازه های شمالی و غربی شهر مى‌روند تا از شهر خود دفاع کنند، اما در برابر سپاه دشمن و تجهیزات آنها تاب مقاومت از دست مى‌دهند. آنها به پیشنهاد نیروهای اسراییلی تسلیم مى‌شوند…
سلیمان پسر چهارده ساله ى مصرى در صحرا سرگردان است. صداى گلوله اى مى شنود و به دفاع مى پردازد. او حریفش را مجروح مى کند و متوجه مى شود که حریفش دخترى یهودى است، برخلاف دشمنى‏ و کینه ى بزرگسالان شان، میان آن ها دوستى بر قرار مى شود.
بزرگان قریش برای جبران شکست در جنگ بدر متحد مى شوند، لشگری بزرگ فراهم مى آورند و در دامنه ی کوه های احد در دو مرحله (اول عقب نشینی و سپس حمله و پیروزی) سپاه اسلام را شکست مى دهند.
بزرگان قریش به مدینه مى آیند تا با حضرت محمد (ص) و یارانش بجنگند. سپاه اسلام برای دفاع از خود در محلی به نام بدر با مشرکان قریش نبرد مى کنند و آن ها را شکست مى دهند.
با انتشار اسلام در مکه و نیرومند شدن مسلمانان، قبایل "هوزن" و "ثقیف" با هم متحد می شوند تا اسلام را در جزیرة العرب عقب برانند. میان سپاه اسلام و آن ها جنگی در مى گیرد. مسلمانان در محلی به نام "حنین" دشمن را شکست می دهند.
یهودیان، قبیله ی قریش و دیگر قبایل عرب بر ضد محمد (ص) و یارانش توطئه ای می چینند. وقتی مسلمانان باخبر مى شوند، به پیشنهاد سلمان، دور شهر مدینه خندقی عمیق و وسیع مى کنند. دشمنان نمی توانند از خندق بگذرند و فرار مى کنند. پیامبر (ص) و یارانش در این…
در یکى از روزهاى آوریل ۱۶۲۵ میلادى، جوانى ژنده پوش وارد مسافرخانه‌ی " مونگ"می‌شود و از آنجا پیاده به فرانسه می‌رود تا به گارد تفنگداران فرانسه به پیوندد. ولى در مرحله‌ی نخست او را نمی‌پذیرند و فقط قرار می‌شود که در گارد سلطنتى به خدمت سربازى برود.…