افسانه ها و قصه های هلندی

می فی، خرگوش کوچولو هنگام برف بازى پرنده‌ی کوچکى را دید که از سرما یخ کرده است. می فی براى پرنده خانه می‌سازد. شب هنگام از پنجره به باغ پوشیده از برف و لانه ی پرنده نگاه می‌کند و فریاد می‌زند:"پرنده کوچک فردا با تو بازى خواهم کرد".
سیب ناراحت است چون از درختش افتاده است و دیگر اطرافش را نمی‌تواند ببیند. خروس بادنمای کلیسا او را بر پشت خود سوار مى‌کند و سیب مى‌تواند همه جا را ببیند. به همراه متن انگلیسى.
ماهى کوچولوى رودخانه همیشه گرسنه است، چون مرغابى، قو، و ... که از او بزرگتر هستند همه ی تکه نان ها را مى‌خورند. یک روز ماهى کوچولو، دختر کوچکى را که در رودخانه افتاده است نجات مى‌دهد و دختر کوچولو هم به ماهی تکه نانى مى‌دهد. کتاب به دو زبان فارسی و…
می فی و خانواده اش در کنار دریا زندگی می کنند. یک روز پدرش آقا خرگوشه، می فی را به ساحل مى برد. می فی در کنار دریا قصرى شنی مى سازد و به آبتنى و جمع آورى صدف مى پردازد. به دو زبان فارسی و انگلیسی.
آقا خرگوشه دختر کوچولویش مى فى را به باغ وحش می‌برد. مى فى در باغ وحش گردش می‌کند و با بسیارى از جانوران آنجا آشنا می‌شود. به دو زبان فارسی و انگلیسی.