افسانه ها و قصه های امریكایی
پسر کوچولو در جنگل با شیر بزرگ، ۲ خرس، بچه کانگورو و لکلک دیدار میکند. همگی همراه پسرک در جنگل به راه میافتند و با هم بازی میکنند. سپس پسرک همراه پدرش به خانه بر می گردد.
میمون کوچولو عادت کرده است شکلک در بیاورد. یک روز دیگر هیچ حیوانی حتی خواهر و برادرهایش او را نمیشناسد. او ناچار میشود شب تنها روى یک درخت بماند. صبح می فهمد دلش نمىخواهد تنها بماند. به همین دلیل تصمیم می گیرد دیگر براى هیچکس شکلک درنیاورد. (…
فردیناند از وقتى گوساله ی کوچکى بود، دوست داشت زیر درختى بنشیند و گلها را بو کند. یک روز چند مرد او را براى جنگیدن به میدان گاوبازى میبرند. در میدان مبارزه، فردیناند گلهاى تماشاچیان را میبیند و به آرامى آنها را بو میکند. همه پی میبرند که او…
"پردل" پسرک سرخ پوست بسیار به شکار بسیار علاقه دارد. اما مادرش او را نصیحت میکند که درس بخواند تا وقتی بزرگ شد رییس خوبی برای قبیله اش باشد. یک روز که پدر و مادرش مشغول کارهای خودشان هستند. پردل تیر و کمانش را بر میدارد و به شکار میرود. به موشی…
جانوران از مترسک جای دوستانشان را میپرسند و مترسک با حرکت دستهایش مسیر حرکت آنها را نشان میدهد. حالات دست های مترسک مانند عقربه های ساعت است که در ضمن ساعت را نیز آموزش میدهد.
جرج خرگوشی است که در خرگوش تپه با موش کورها، موش صحرایی ها، خارپشت ها و دیگر خرگوش ها زندگی می کند. وقتی خانواده ی تازه ای به نزدیکی آن ها نقل مکان می کند و تصمیم می گیرد سبزیکاری کند، جانوران نقشه می کشند پنهانی به مزرعه ی آن ها بروند و سبزی های آن…
مجموعه ی ۲۶ داستان، شامل: مونگوتان، بارونگائی کوچک؛ نبانجی، دختر غوکها؛ خرگوش و غوک سبز؛ و ....
پسر جوانی به نام مافاتو از بومیان پولینزی(شرق استرالیا در اقیانوس کبیر)به سبب ترسو بودن، از قبیله اش رانده می شود و پس از رویارویی با دشواری ها و خطرها، با شجاعت و افتخاربه قبیله ی خود باز می گردد.