کورونی چوکوفسکی
داستانی به صورت منظوم به این شکل که یک روز چون مگس در صحرا سنار پیدا کرد رفت و یک سماور خرید و تصمیم گرفت که یک مهمانی بدهد همه حشرات را دعوت کرد و همه برای او سوقاتی های فراوان آوردند . ناگهان از گوشه اطاق عنکبوتی جهید مگس را از جاش قاپید و مگس هر…
پسر بچه از آب و شست و شو فراری است، اما وان حمام به نیروهایش که لیف و صابون و... هستند، فرمان حمله می دهد و آن ها کودک را با ترفندهایی به حمام می آورند و می شویند.
دکتر درمانگاه "آی درد میکند" تلگرافی دریافت می کند، که در آفریقا تمام حیوانات مریض شدهاند. دکتر خودش را سریع به حیوانات می رساند و آنها را معالجه می کند.