محمود كیانوش‌

شعری در توصیف مقام والای مادر و تقدیر از او.
شعری از زبان یک کودک درباره ی پدر و تأثیرگذاری او در زندگی فرزندانش و بیان مهر و محبت به او.
شعری درباره ی آرامشی که خواندن یک ترانه ی خوب به انسان می دهد.
شعری از زبان یک دختر به مادرش و دلسوزی برای او که زحمت زیادی می کشد. او در ادامه از مادرش می خواهد تا همه ی کارها را به دخترش یاد بدهد که وقتی در آینده مادر شد، مشکلی نداشته باشد.
شعری از زبان یک کودک درباره ی پدر و تأثیرگذاری او در زندگی فرزندانش و بیان مهر و محبت به او.
شعری درباره ی فصل بهار و تغییراتی که در طبیعت به وجود می آورد.
شعری از زبان یک کودک که بیمار بوده و اکنون که سلامتی خود را بازیافته است، خدا را به خاطر بهره مند شدن از نعمت بزرگ سلامتی شکر می کند.
شعری برای بچه ها که خوانندگان شعرهای محمود کیانوش هستند و ابراز محبت و علاقه به آن ها و اشاره به این نکته که شعر شاعر با وجود خوانندگانش معنی پیدا می کند.
شعری درباره ی همکاری آفتاب و آب و ابر و بارش برف که سبب تازه شدن طبیعت و زمین می شود.
شعری درباره ی اینکه در این دنیا، با نزدیک شدن به طبیعت هیچ کس تنها نمی ماند و همه با هم هستند.
شعری برای مادر و بیان محبت و علاقه به او.
شعری برای روز و شب و اشاره به کارهای انسان در روز و شب.
شعری بیانگر گفت و گوی گرگ و گوسفندان و مراقبت سگ از گله اش.
شعری که زنجیره ی تشکیل ابر، باران، روان شدن آب و روییدن گیاهان از دل خاک با کمک خورشید را بیان می کند.
شتر، بز و الاغ پس از مرگ صاحب شان مى‌خواهند به آبادى اى بروند که صاحب شان به آن ها معرفى کرده است، درخت زارى در میان دره که تاکنون پاى هیچ انسانى به آن نرسیده است. در میان این سه جانور، شتر جاى آبادى را مى‌داند، اما به الا‌غ اعتماد ندارد. سه جانور…
مجموعه ی ۱۱ داستان‌،شامل‌:چهل برادر؛ غیر ممکن‌؛ شاهرخ و ناپدری؛ و...