لیلی تقی پور
پدر "جان" به دست "دون"ها کشته شده است و او با مادر و دو خواهرش زندگى مىکند. جان و لورنا عاشق هم هستند اما لورنا اسیر دون هاست. جان پس از مبارزهاى طولانى لورنا را نجات میدهد و با او ازدواج می کند.
روبنسون بدون اطلاع پدر و مادر خود راهی سفر دریایی میشود و ۸ سال دور از خانواده به تجارت و کار دریانوردی میگذراند. در یکی از سفرها کشتی او گرفتار توفان میشود، از این حادثه فقط روبنسون زنده به جزیرهای می رسد. او با آذوقه و وسایل اولیه ای که…
دیوید نوجوانی روستائی است که در سال های کودکی پدر و مادر خود را از دست داده است و به امید عموی ثروتمندش از زادگاه خود بیرون می رود، ولی عموی آزمند فرومایه اش که دارائی پدر او را به نیرنگ و تزویر تصاحب کرده است، نه تنها سرپرستی برادرزاده را به عهده…
فرمانده گروهان با افسر روسى بنام پچورین همکار مى شود. شبى آن دو به عروسى دختر بزرگ امیر منطقه دعوت مىشوند. پچورین عاشق دختر کوچک امیر به نام بلا مىشود و با فریب برادر دختر، بلا به او سپرده مىشود. بلا پس از مدتى عاشق پچورین مىشود و با او زندگى مى…
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: گل بومادران؛ مرد ماهیگیر؛ سه عاشق؛ و... همراه با ۴۹ روایت مختلف از قصه های ایرانی و ۳ مقاله از گردآورنده درباره ی مجموعه قصه های ایرانی ، گنجینه ی فرهنگ مردم و وضعیت زبان فارسی ، ادبیات شفاهی و نقش مادران در حفظ آداب و رسوم…
مجموعه ی ۱۰ داستان در ۴۹ روایت، شامل: آخروس؛ آکچل؛ آوچی محمد؛ و.... (چکیده بر اساس بخش دوم جلد یک است)
مجموعه ی ۲۷ داستان، شامل: آبی بی! دلم میخواد را بیری؛ پسر تاجر و کوسه؛ پسر شاه پریان؛ و...به همراه ۷۰ روایت مختلف از قصه ها و دو نقد از مجموعه قصه های ایرانی نوشته ی محمدعلی جمالزاده و د. س. کامیساروف ایران شناس روسی.
آشنایی با مجموعه ی جشن ها، سرگرمی ها، نمایش ها و قصههای شب چله و شب نشینى های زمستانى در استان هاى آذربایجان و همدان.
مجموعه ی ۴۵ افسانه ایرانى، شامل: یکی بود یکی نبود؛ دویدم و دویدم؛ بز زنگوله پا؛ و.... به همراه نامه ژان ریپکا شرق شناس به مهتدی
مجموعه ی ۲۶ داستان، شامل: مونگوتان، بارونگائی کوچک؛ نبانجی، دختر غوکها؛ خرگوش و غوک سبز؛ و ....
مجموعه ی ۲۳ داستان، شامل: شاهزاده خوشبخت؛ سه همسایه؛ مرغ و صیاد؛ و... همراه با بازی ها و سرگرمی های علمی
لیلی تقیپور میلانی در سال ۱۲۹۹در مشهد زاده شد. او نخستین بانوی تصویرگر کتاب کودک در ایران بود. خانوادهی مادری او از جمله خالهاش در نقاشی دستی چیره داشتند. مادرش لهستانی بود و روی پارچه نقاشی میکرد. پدرش حقوقدان و دوستدار هنر بود و کمالالملک را…
شیرین با پولی که پسانداز کرده است بادکنکی به شکل اردک میخرد و نزد دوستانش میرود. او بادکنک را آن قدر باد میکند که میترکد. بچهها میترسند. اما تجربه ی خوبی پیدا می کنند.