حسین ماستیانی

بلبلی با گل سفید زیبایی آشنا می شود. دوستی آن دو عمیق می شود. بلبل حاضر نمی‌شود در زمستان به منطقه‌ی گرمسیر کوچ کند. او تمام زمستان را به امید بهار و دیدن دوباره‌ی گل سفید کنار بوته آن می‌ماند. نزدیک بهار که بلبل شادمانه می‌پرد و آواز می‌خواند، باز…
سیل آمده است. بچه‌هاى مدرسه همراه با معلم سیل بند می‌سازند. همه به خاطر على که آب او را برده است، ناراحت‌اند. معلم می‌گوید:"هر چند على را از دست دادیم، اما توانستیم جان دیگران را نجات دهیم."