اکبر نعمتی
پیرزنی یکروز با طوطی خود به روستا آمد و پس از مدتی با مردم دوست شد و به آنها در کارها کمک میکرد. طوطی پیرزن که یادگار شوهرش بود، طوطی از کشور هند بود که کلمات زیادی را پیرزن به او یاد داده بود و تکرار می کرد. مردم روستا برخی روزها به جلوی خانه…
پسرک آرزو دارد خورشید را توى اتاقش براى خودش نگهدارى کند یک شب خوابى مىبیند که خورشید را به دست آورده ولى تمام جانوران و گیاهان به خاطر نبودن خورشید کمکم از بین مىروند بنابراین به این نتیجه مىرسد که بهتر است خورشید مال همه باشد.
مجموعه ی ۲۸ داستان که بچه ها نوشته و ترجمه کرده اند، شامل: خوشبختى؛ سگ دانا و مهربان؛ خروس جنگلى؛ و....
مجموعه ى ۲ داستان، شامل:"روباه زرنگ"، روباه و گرگ در خوردن مرغ و خروس ها مسابقه مىگذارند. روباه چنان بلایى به سر گرگ مىآورد که دیگر هرگز فکر حیله گرى به سرش نزند؛"پیرمرد ماهیگیر"، ماهیگیر با آنکه فقیر است، اما به همه کمک مىکند. روزى ماهى اى به…
شیر جوان و مغرور دوست ندارد بازیچه ى سیرک بازان باشد، او جانوران دیگر را نیز تشویق به سرکشى مىکند. ولى آنها با او همراه نمىشوند. شیر جوان به تنهایى از سیرک مىگریزد و در دشت به گلهبانى مىپردازد. یک روز با تیر شکارچیان از پاى درمىآید. نعره ى او…
پسرى براى کار به شهر مىآید، اما کاری پیدا نمیکند و در خیابان ها سرگردان مىشود. او تصمیم مىگیرد دزدى کند. اما به زودى پشیمان مىشود. کنار خیابان به خواب مىرود و در خواب مىبیند که به او غذا و میوه داده اند. اما پس از بیدارى هنوز گرسنه است. پس به…