یاور-درفک

پسرک بلیت فروش با استفاده از شلوغی مغازه وارد آن می‌شود و به تماشای ماهی های کوچک داخل مغازه می‌پردازد. او همان طور که به ماهی ها نگاه می‌کند با خود می‌اندیشد، آدم چرا به دنیا می‌آید که روزی بمیرد؟ و در عالم خیالش جعبه ماهی ها بزرگ و بزرگ تر می‌شود…