سخن

سه پروانه در یک روز بارانی می‏خواهند خود را زیر گلبرگ گل ها پنهان کنند تا خیس نشوند ولی موفق نمی‏شوند. چون هر گلی جای یک پروانه است و آن‌ها می‏خواهند هر سه با هم باشند. سرانجام باران قطع می‏شود و پروانه‏ها در آفتاب بال های خود را خشک مى کنند و به…
ننه نقلی برای دیدن دخترش روانه ی ده همسایه می‌شود. در راه خانه ی دخترش با گرگ، پلنگ و شیر روبه رو می شود که هر سه می خواهند او را بخورند. اما ننه نقلی با زرنگی به آن ها می گوید: بگذارید بروم مهمانی چاق بشوم، بعد برمی‌گردم و شما من را بخورید. ننه…