کرمانشاه

گزارشی از فعالیت های خانه فرهنگ روستایی در یکی از روستاهای کرمانشاه به نام "ده پهن".
بزی که می خواست به چرا برود، به بچه هایش، شنگول و منگول، گفت: وقتی من نیستم، در را به روی کسی باز نکنید. چون گرگی در این نزدیکی هاست. بز که رفت، گرگ آمد و در زد ولی شنگول و منگول در را به روی او باز نکردند. گرگ هم در را شکست و وارد خانه شد و شنگول و…
مردی که زنش از او گوشت آدمیزاد خواسته بود، پسرش را کشت و گوشتش را برای زنش آورد. زن هم با آن گوشت، کوفته درست کرد و به دخترش هم داد. دختر سهم برادرش را برداشت و رفت دنبال او تا سهمش را بدهد. توی راه کوفته تبدیل به گنجشکی شد و رفت پیش پدر و توی دهان…