متل کازرونی
گنجشک، خاری را که در پایش رفته بود، به امانت نزد نانوا گذاشت ولی وقتی بازگشت و خارش را خواست، نانوا گفت خار او در تنور افتاده و سوخته است. گنجشک هم تنور نانوا را برداشت و برد. بعد پیش پیرزن، خانه ای که در آن عروسی بود و حاکم هم رفت ولی همه ی آن ها…