داستان پلیسی
مردی است که برادرزادهی جوان خود را که ۱۵ سال داشته به قتل رسانده است. در دادگاه شاهدان در زمینهی شکنجه و آزار و بالاخره کشتن پسر از سوی این مرد شهادت میدهند. در پایان محاکمه با همهی نفوذ و تلاشى که قاتل انجام می دهد حکم اعدام برایش مىشود.
در شهر ولادیمیر جوانی به نام ایوان زندگی می کند که شب ها به عیش و نوش می پردازد و به بازار مکاره می رود. شبی همسرش به او می گوید: خواب بدی دیده ام. دیدم که تو از بازار مکاره بازمی گردی و تمام موهایت سفید شده است. ایوان گوش نمی دهد و به بازار مکاره…
یک قاضی دادگاه تصمیم میگیرد ۱۰ تن از جناینکاران را که به نظر او هر یک به شکلی از کیفر گریختهاند، زن، مرد، دکتر، ژنرال، قاضى.... به جزیرهی دور افتاده "نیگر" دعوت کند. او طبق نقشه هر یک از این ۱۰ نفر را به شیوه ی مرموزی میکشد و هر بار یکی از ده…
مجموعه ی ۷ داستان، ۱ افسانه و چند بازی و سرگرمی، شامل: ملانصرالدین؛ عروس زندان؛ هاری دیکسون شرلوک هلمز؛ و.....
حلقه ى الماسی در جواهر فروشی آقای ویلسون دزدیده شده است. پلیس ها پس از جست و جوی بسیار در می یابند که یکی از کارمندان همان جواهر فروشی، دزد حلقه ى الماس است.
سلطان الماس ها که مرد با نفوذی است، به قتل میرسد و تمام الماس ها و اسناد مهم اش به سرقت میرود. آرسن لوپن در قالب شخصیتهای متفاوت وارد ماجرا میشود. سرانجام در حالی که پلیس گیج و سرگردان است، آرسن لوپن قاتل و همکارانش را دستگیر میکند.