داستان واقعگرا
متن سخنرانی زنا ساوترلند درباره چگونگی بازتاب واقعیت درکتاب های واقعگرای ادبیات کودکان آمریکا با ترجمه حمید کمپانی به همراه بررسی تطبیقی این مقاله در جامعه ایرانی .
دختر کوچولو پدر ندارد و مادرش پرستار است. مادر مرد جوانى را استخدام مىکند تا شب ها که خودش بیمارستان است از دخترش مواظبت کند. دختر بچه و مرد جوان با هم دوست مىشوند. آنها شب هاى زیادى را باهم به خوشى مىگذرانند و تصمیم مىگیرند داستان دوستىشان را…
بایرام با فروش آب نبات به پدرش کمک مى کند. او که ناچار است به بچه هاى گردن کلفت محله باج بدهد، با دوستانش تصمیم می گیرد جلوى آن ها بایستد. آن روز بایرام پولى به خانه نمی برد. کتک پدر سبب مرگ او می شود. بچه ها اسم کوچه را بایرام می گذارند.
خاطرات پسری از سال اول مدرسه تا سال پنجم. او سال اول و روز اول مدرسه را با خاطره ی بدی پشت سر می گذارد و به همین دلیل از رفتن به مدرسه خودداری می کند. پس از بازگشت پدرش از سفر، او و مادر و خواهرش به همراه پدر به شهرستان می روند. پسرک همراه برادر…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "پسرى آن سوى پل": پسرکی فقیر و یتیم نزد کدخدا زندگى مىکند و عاشق درس و مدرسه است. وقتى پس از سیل، پل ارتباطى ده شان و مدرسه خراب می شود، او با کمک دوستانش شبانه پل را بازسازی می کند تا بتوانند روز بعد به مدرسه بروند."…
پی یر، همراه با دوستانش با نازی ها مبارزه می کند. اما آن ها نمی دانند برای نجات کشورشان، فرانسه، چه می توانند بکنند. پی یر پدرش را در جنگ از دست داده است و با مادرش زندگی می کند. او بیش از به مبارزه و بیرون راندن آلمانی ها از کشورش فکر می کند. اما…