داستانهای پهلوانی
پهلوان جوان برای نبرد با پوریای ولی از سیستان به خوارزم آمده و مادرش نیز همراه اوست و همه ی روزهای پیش از کشتی گرفتن دو پهلوان، برای پیروزی فرزندش دعا می کند. پوریای ولی با شنیدن دعاهای این مادر و با اندیشه درباره ی گفته های پهلوان جوان که پوریا…
برادر عبدالرزاق، وزیر سلطان ابوسعید است. روزی وزیر، از برادر پهلوان خود برای سلطان می گوید و سلطان از او می خواهد که برادرش را از خراسان فرا بخواند تا با پهلوان دربار، علی ابومسلم، کشتی بگیرد. وزیر چنین می کند. عبدالرزاق این دعوت را می پذیرد و از…