خانه
Main navigation
  • خانه
  • رزرو نوبت بازدید موزه
  • ثبت‌نام کارگاه‌ها
  • تور مجازی موزه
  • آرشیو اشیاء موزه‌ای
    • عروسک ها
      • عروسک
      • عروسک ملل
      • عروسک نمایشی
      • عروسک جانوری
      • عروسک مردم ساخت
      • تندیس
    • آموزش و پرورش
      • افزار آموزشگاهی
      • افزار آموزشی و کمک آموزشی
      • افزار دانش آموز
      • مهر و نشان
      • نوشت افزار
      • کاردستی و کارورزی
    • اسباب بازی‌ها
      • اسباب بازی فکری آموزشی سرگرمی مهارتی
      • اسباب بازی‌های جنگی
      • اسباب بازی‌های حمل و نقل
      • اسباب بازی‌های خانه آوایی
      • اسباب بازی‌های خانه عروسکی
      • اسباب بازی‌های دیداری
      • اسباب بازی‌های دیگر
      • اسباب بازی‌های سنتی
      • اسباب بازی‌های مردم ساخت
      • اسباب بازی‌های ملل
    • افزارها
      • بازی افزار
      • سازها
      • کودک افزار
    • موزه‌های ایران و جهان
      • اشیاء موزه‌های ایران
      • اشیاء موزه‌های جهان
      • موزه‌های ایران
      • موزه‌های جهان
      • پیشینه و خاستگاه
    • پوشاک
      • زیور افزار
      • سرپوش
      • ماسک
      • پا پوش
      • پوشاک آموزش و پرورش
      • پوشاک نمایشی
  • اهداء
  • تماس با ما
  • درباره ما
    • درباره ما
    • پشتیبانی از کودکان محروم مراکز حمایتی
  • معرفی ویدیویی
  • english
منو سایت

فنجان آب خوری کودک

فنجانی پلاستیکی به رنگ سبز آبی که در مهد کودک از آن استفاده می شده است.

اطلاعات ساخت
شماره دسترسی
و-ک-26
اندازه
7×8
جنس
  • پلاستیک
نوع ساخت
  • کارخانه ای
توضیح شی
اهدا کننده
  • لیلا کفاش زاده
زمان کاربری
1352
یادداشت
محل نگهداری:
اطلاعات تکمیلی:
برچسب
  • لیوان پلاستیکی
گونه
  • کودک افزار
  • افزارها
تجربه شخصی
<p>وقتی 6 سالم شد فهمیدم که همه بچه های فامیلمان که همیشه با آنها بازی می کردم یک سال از من بزرگتر هستند و در آن سال (1352)همه می روند مدرسه به جز من. پاهایم را کردم در یک کفش که من هم باید بروم مدرسه ولی یک سال کم داشتم. مادرم دوره افتاد در خیابان و از این مدرسه به آن مدرسه ولی قانون، اجازه ثبت نام نمی داد. بالاخره در یک آمادگی که اسمش یادم نیست مرا ثبت نام کرد و من از خوشحال در پوست خود نمی گنجیدم . روپوشمان آبی بود و یک کیف چهارخانه با زیپ فلزی داشتم که تویش یک دستمال، یک صابون نخل زیتون کوچک&nbsp; یک بشقاب و یک لیوان بود که همین لیوان باشد. سال های بعد مادرم از آن به عنوان پیمانه برنج استفاده می کرد و بعدا هم من از آن استفاده می کردم . تا اینکه دخترم آن را تبدیل کرد به لیوان آب رنگ و در مواقع نقاشی از آن استفاده می کرد. یادم می آید وقتی در آن آمادگی آمدند که به بچه ها واکسن بزنند گفتند کسانی که سرما خورده اند نباید واکسن بزنند و من هم از قضا سرما خورده بودم و واکسن نزدند. معلم نازنینی داشتیم به نام خانم عزیز الهی که خیلی مهربان بود. همه بچه ها ترسیده بودند و او با نوک خودکار بیکش روی بازوی بچه ها فشار کوچکی می داد و می گفت ببینید همین قدر درد دارد و ما خیلی خوشمان می آمد . وقتی فهمیدم به من واکسن نمی زنند کلی گریه کردم !در همان دوران آمادگی من سرماخورده بودم و چند روز به مدرسه نرفتم . مادرم در خانه به پدرم گفت که بچه را چشم زده اندکه مریض شد ! بعد از اینکه به مدرسه رفتم معلم مهربانمان از من پرسید که لیلا چرا نیامده بودی مدرسه ؟ و من خیلی جدی گفتم خانوم چشم خورده بودم!</p>
محل ساخت
  • ایران
فنجان آب خوری کودک
فنجان آب خوری کودک
فنجان آب خوری کودک
فنجان آب خوری کودک
همین حالا عضو کانال کتاب هدهد در اپلیکیشن بله شوید!

عضو شدن 

لینک های مهم
  • نوبت های موزه
  • کارگاه های موزه
  • تور مجازی موزه
  • درباره ما
  • تماس با ما
پایگاه داده ها
  • جایزه ها و رویداد ها
  • منابع دیداری نوشتاری
  • منابع نوشتاری
  • نهادها و ناشران
تماس با ما

آدرس: بلوار میرداماد، نرسیده به میدان مادر،انتهای خیابان شهید بهزاد حصاری (رازان جنوبی)، سالن گنجینه اسناد ملی

تلفن ها:

  • ۰۹۳۰۳۹۹۵۰۷۲

مسیریابی با

  • گوگل مپ
  • اپلیکیشن بلد

راه های ارتباطی دیگر

  • اینستاگرام
  • واتس اپ
  • تلگرام
  • iranakinfo@gmail.com