گوستاو دوره

زنى دو دختر دارد. او دختر بزرگتر را خیلى بیشتر از دختر کوچکترش دوست دارد. روزى دختر کوچک براى آوردن آب به کنار چاه می رود. پیرزنى را می بیند که از او کمک می خواهد. دختر کمکش می کند. پیرزن در برابر محبت دختر به او پاداش می دهد. پاداش دختر این است که…
پادشاه پس از مرگ ملکه به پیشنهاد وزیرش تصمیم مى گیرد با دخترى که به فرزندى پذیرفته است، ازدواج کند. اما دختر نمى پذیرد و شبانه با پوشیدن پوست الاغ فرار مى کند و همسر پادشاه سرزمینی دیگرى مى شود.
هیزم شکن فقیر هفت پسر دارد. آخرین پسرش به اندازه‌ی انگشت کوچک دست است. به همین سبب اسم او را انگشت کوچکه مى گذارند. هیزم شکن به سبب فقر زیاد تصمیم مى گیرد پسرانش را در جنگل رها کند. انگشت کوچکه با سنگریزه‏هایش مسیر را علامت گذارى مى کند و با…
هیچ کس به سبب زشتى چهره و ریش آبی اش، حاضر نبود با ریش آبی ازدواج کند. سرانجام دخترى می پذیرد که همسر او بشود. روزى ریش آبى تصمیم می گیرد به مسافرت برود. کلید تمام اتاق‌های خانه را به همسرش می دهد و می گوید که در قصر اتاقى است که هیچ کس نباید به آن…