ژرژ درب

تاجر ثروتمندی که تنها یک فرزند دختر دارد و همه ی خواستگاران او را رد می کند، از جادوگری درباره ی آینده ی دختر می پرسد. او می گوید که همسر دخترش پسر یک باغبان است. تاجر پسر باغبان را می خرد و اورا به دست جلاد می دهد. جلاد پسر را به آسیابانی می دهد و…