ويتالى والنتينويچ بيانکى
توله سگ که از دنبال کردن مرغ و خروسهاى حیاط حوصلهاش سر رفته بود، براى شکار حیوانات و پرندگان وحشى به مرغزار مىرود. اما حیوانات هر کدام به نوعى از دست سگ فرار مىکنند. توله سگ که ترسیده است به لانه خود باز مىگردد و دیگر از آنجا خارج نمىشود.
پرستوی کوچک آشیانهاش را گم کرده است. مرغ باران او را به جنگل مى برد تا دیگر پرندگان کمکش کنند. سرانجام پرستو به لانه نزد مادرش بازمى گردد.