نسرین خسروی
گربه ی سیاه با پیرزنی زندگی می کند، اما شیرهای بز او را پنهانی می خورد. پیرزن هم برای تنبیه، دم او را می برد. گربه برای پس گرفتن دم خود باید تمام شیرها را پس بدهد. پس به سراغ بز می رود و از آنجا نزد درخت و آب و... می رود تا سرانجام می تواند دوباره…
پدر و مادرها و مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها که از بی توجهی بچه ها به حرف هایشان ناراحت هستند شبانه شهر را ترک می کنند. بچه ها در نبود والدین خود همه کار مى کنند و نظم شهر را بر هم مى زنند. اما پس از مدتى پشیمان مى شوند بچه ها در نامه ای که بوسیله ی…