م‍ح‍س‍ن ‌وزی‍ر‌ی مقدم‌

قاضى بلخ به مردم بسیار ستم می کند تا اینکه عاشق دختر بازرگانی مى شود. اما او که شهر آشوب نام دارد، حاضر به ازدواج با قاضی نمى شود. قاضی به دختر تهمت مى زند و مردم را وا مى دارد که دختر را سنگسار کنند. دختر از سنگسار جان سالم به در مى برد و مى تواند…