موسی نباتی- نعمتی
مارتین و دوستش به سفر می روند. آنها به دلیل بى سوادى گم می شوند. خانم خرگوشه کمک شان می کند که به خانه بازگردند. بچه ها از روز بعد، یادگیری خواندن و نوشتن را شروع می کنند.
مارتین و دوستانش براى گذراندن تعطیلات به کوهستان می روند. مارتین در مسابقه ی اسکى برنده می شود. بچه ها بعد از کوهپیمایى، در پناهگاه کوهنوردان استراحت می کنند و غذا می خورند. و با خاطراتى شیرین به دهکده باز می گردند.
مارتین دختر کوچولو از رفتن به مدرسه خوشحال است. او از معلم و همکلاسىهایش چیزهاى زیادى مى آموزد و با دوستانش ساعت های خوشى را مى گذراند.