مهرداد نیکپور
هایدی از کوه های آلپ به شهر فرانکفورت می رود تا همبازی دختری فلج به نام کلارا شود. اما او که آزادانه در محیط کوهستانی آلپ زندگی کرده است، زیاد در شهر نمی ماند و به کوهستان نزد پدربزرگ خود باز می گردد. او از کلارا دعوت می کند که به آنجا برود. کلارا…