مرتضی مشفق کاظمی

فرخ و دختر عمویش مهین با هم بزرگ مى‏شوند. با گذشت زمان عاشق هم می‌شوند و تصمیم می‌گیرند ازدواج کنند. پدر مهین که مردى حریص و پولدوست است با ازدواج آنها مخالفت مى‏کند، چون فرخ وضع مالی مناسبى ندارد. او بدون توجه به احساسات فرزندش ترتیبى مى‏دهد که…