ماریا گریپه
هوگو و ژوزفین، پسر و دختر کوچک و تنهایى اند که در دنیایی بیگانه و غریب زندگی میکنند. همسالان آن ها نامهربان و ناسپاس اند، اما این دو موجود کوچک با دوستی و مهربانی، پلیدی های دوروبر خود را از میان بر میدارند و زشتی ها را به زیبایی تبدیل میکنند.
دختر کوچولو پدر ندارد و مادرش پرستار است. مادر مرد جوانى را استخدام مىکند تا شب ها که خودش بیمارستان است از دخترش مواظبت کند. دختر بچه و مرد جوان با هم دوست مىشوند. آنها شب هاى زیادى را باهم به خوشى مىگذرانند و تصمیم مىگیرند داستان دوستىشان را…
نویسنده ی مقاله که سوئدی و یکی از برندگان جایزه اندرسن است، در سخنرانی اش در چهاردهمین کنگره جهانی ادبیات کودکان، از کودکی خود و تأثیراتی که از پدرش پذیرفته است، سخن می گوید و به چگونگی نویسنده شدنش، عقایدش درباره ی دوران کودکی، کودکان و نوشتن برای…
نویسنده ی مقاله که سوئدی و یکی از برندگان جایزه اندرسن است، در سخنرانی اش در چهاردهمین کنگره جهانی ادبیات کودکان، از کودکی خود و تأثیراتی که از پدرش پذیرفته است، سخن می گوید و به چگونگی نویسنده شدنش، عقایدش درباره ی دوران کودکی، کودکان و نوشتن برای…