غلامحسین فرنود
درویش در نى خود مىنوازد و از سوراخ نى او نخست بدى (سیفى سیاهه) و سپس خوبى (دخترى زیبا به نام عایشه) بیرون مىآیند. عایشه باغى زیبا دارد که سیفى سیاهه مىخواهد آن را از او بگیرد. نبرد میان آن دو آغاز مىشود. در یک سو سیفى سیاهه به همراه خار و باد…