ع. ایزدی
ارباب خروس سیاهی را به خانه می آورد که همیشه قوقولی قوقو میکند. مرغ و خروسها به سرش می ریزند و او را ادب میکنند، خروس سیاه با آنها میجنگد. از آن روز به بعد ارباب جای او را عوض می کند. پس از مدتی خروس سیاه متوجه میشود هر روز کنیز خانه مرغی را…