طهمورث حسن پور

در جنگل بزرگ جانوران به خوشی در کنار هم زندگی می‌کردند. روزی بچه خرس و بچه خرگوش گم شدند. خرگوش سیاه به آنها گفت که بچه ها اسیر گرگ‌ها شده اند. اما حجانوران باور نکردند. دزدیدن بچه ها ادامه یافت تا اینکه روزی بچه آهویی به جنگل آمد و گفت گرگ ها بچه…
بچه ها در راه مدرسه در یک روز برفی قرار می گذارند که پای شان را در برف فرو کنند. اثر هر کدام بزرگتر باشد او برنده است. پسرکی که در آن نزدیکی بادکنک می فروشد در این مسابقه شرکت می کند و برنده می شود. زیرا او کفش های کهنه پدرش را پوشیده است.