سیروس راد
پدر پروانه هر روز سر کار میرود، مادر پروانه هم یا کلاسهای آموزشی میرود که بعدها بتواند کارکند و یا با دوستانش بیرون است. برادرش هم به مدرسه می رود. ننه هم که از صبح مشغول کارهای خانه است و بعضی وقتها برای پروانه و پرویز قصه میگوید. برای همین…
قطره ی آب که به فکر نجات خشکی هاست، به دریا میرود تا قطره های دیگر را بیدار کند. اما دریا از این کار او ناراحت میشود و قطره را زندانی میکند. قطره به کمک نهنگ نجات مییابد و با قطره های دیگر به صورت باران در میآید و خشکی ها را آباد میکند.