دیک برونا

بچه ها از رفتن به مدرسه خوشحال اند. آنها در مدرسه هم درس مى‌خوانند و هم بازى مى‌کنند.
سیب ناراحت است چون از درختش افتاده است و دیگر اطرافش را نمی‌تواند ببیند. خروس بادنمای کلیسا او را بر پشت خود سوار مى‌کند و سیب مى‌تواند همه جا را ببیند. به همراه متن انگلیسى.
شنل قرمزی که براى مادر بزرگ بیمارش غذا مى برد، باید از وسط جنگل رد شود. گرگ خود را به خانه مادربزرگ می رساند و او را می خورد. دخترک از جریان آگاه می شود و به کمک شکارچی مهربان، مادربزرگ را نجات می دهد. زبان فارسی و انگلیسی
ماهى کوچولوى رودخانه همیشه گرسنه است، چون مرغابى، قو، و ... که از او بزرگتر هستند همه ی تکه نان ها را مى‌خورند. یک روز ماهى کوچولو، دختر کوچکى را که در رودخانه افتاده است نجات مى‌دهد و دختر کوچولو هم به ماهی تکه نانى مى‌دهد. کتاب به دو زبان فارسی و…
می فی و خانواده اش در کنار دریا زندگی می کنند. یک روز پدرش آقا خرگوشه، می فی را به ساحل مى برد. می فی در کنار دریا قصرى شنی مى سازد و به آبتنى و جمع آورى صدف مى پردازد. به دو زبان فارسی و انگلیسی.
آقا خرگوشه دختر کوچولویش مى فى را به باغ وحش می‌برد. مى فى در باغ وحش گردش می‌کند و با بسیارى از جانوران آنجا آشنا می‌شود. به دو زبان فارسی و انگلیسی.