حمید
سه جوان به دنبال سنگ "زندگى جاوید"می روند. جوان اولى یک سوم راه را که می رود، خسته می شود و استراحت می کند وقتى چشمش را بازمی کند، دخترى زیبا می بیند. دختر از او می خواهد که بماند و به دنبال سنگ جاوید زندگى نرود. جوان دوم، دو سوم راه را می رود و از…