ابراهیم یونسی
کاشتانکا سگی دورگه است. او اربابش را گم می کند. ارباب جدید او در سیرک کار مى کند. یک روز ارباب، کاشتانکا را براى بازى در سیرک با خود می برد. در آنجا، پسر کوچک ارباب سابقش سگ را می شناسد و صدایش می کند.
نیوا، توله خرس کوچولو که مادرش را از دست داده است. با یک شکارچى به نام آندره و سگش نیکىآشنا می شود و با آن ها زندگى مى کند. سرانجام روزى نیوا تصمیم می گیرد به لانه ی مادرش در جنگل برود.