آذر ن‍ی‍ک‌ ذات

علی کوجی به قصد سفر، طلاهای خود را در کوزه‏ای می‌گذارد و نزد دوستش حسین می‏برد. بعد از هفت سال برای گرفتن طلاهایش بر می‌گردد. اما سکه ها در کوزه نبودند. علی از حسین شکایت می‌کند اما چون شاهدی ندارد قاضی حکمی نمی‌دهد. علی به هارون و الرشید شکایت…