داستان کودکان: گلتکین و تاج الماس

عنوانداستان کودکان: گلتکین و تاج الماس
گونهمقاله
نویسندگانآفرین,
ناشرترقی
سال تولد۱۳۳۰
تاریخ نشر

دوشنبه ۲ دی ۱۳۳۰

شماره

دوره۹ ش۳۰ (۴۶۷)

زبان انتشارفارسی
شماره صفحه۱۳
وضعیت رنگ

مصور، نقاشی (سیاه و سفید)

موضوعآفرین, افسانه پریانی, افسانه شاهی, ترقی, مقاله
متن کامل

مردی دختری زیبا با چشم ها و موها یی بور دارد که هر جا میرود او را با خود می برد. در یک سفر که روی دریا بودند، دریا توفانی می شود. کشتی غرق می شود و همه می میرند. حوری های دریا، گلتکین دختر موبور را با خود به سرزمین شان می برند. گلتکین مدتی نزد آنها می ماند ولی چون نمیتواند زیر دریا زندگی کند، به خشکی بازمی گردد. در شهر همه از زیبایی گلتکین حرف می زنند. خبر ورود گلتکین به شاه می رسد. او را به قصر می برند تا همدم شاه شود. گلتکین برای شاه قصه های شیرینی تعریف می کند ولی شاه غمگین است. گلتکین از شاه سبب ناراحتی او را می پرسد و شاه می گوید تاج زیبایی داشته که غولی آن را ربوده و به دریا برده است. گلتکین با کمک پری های دریا غول را نابود می کند و تاج را به پادشاه بازمی گرداند. پادشاه مراسمی با شکوه برای تاجگذاری گلتکین فراهم می آورد و او را جانشین خود می کند.