سرود

پهلوان پیر شده است اما مردم هنوز دوستش دارند. وقتى قحطى می شود، پیرمرد از شدت ناراحتى براى مردم، خود را گم و گور می کند.
درباره ی اندیشه و زندگى راوى در مورد پدر، مادر، مادربزرگ، برادر و مدرسه.