ارمغان

پسری به نام مالشیش کیبالشیش با پدر و برادرش زندگی می‌کرد. جنگ شروع شد. همه به جنگ ‏رفتند. روستا خالی بود. مالشیش و بچه های دیگر هم با شجاعت جنگیدند. مالشیش اسیر شد. اما اسرار جنگی ارتش کشورش را فاش نکرد و سرانجام به دست دشمن کشته شد.