احیاء

ماهیخوار حیله گر پیر شده است. او به خرچنگ می گوید حاضر است به ماهی ها کمک کند تا از دست صیادان فرار کنند. هر روز تعدادى از آنها را بر پشت خود سوار مى کند که به آبگیر برساند. اما در بین راه همه را مى خورد. خرچنگ و بقیه ماهی ها که از ماجرا با خبر می…
موش ها در دهکده ای که همه به خوبی و خوشی زندگی می کنند به غارت انبارها می پردازند و هر روز از اموال مردم می دزدند. مردم به کدخدا شکایت می کنند. کدخدا که با موش ها همدست است به حرف مردم گوش نمی کند. مردم متحد می شوند و دیگر به حرف کدخدا گوش نمی کنند…
مجموعه ى ۳ داستانى، شامل: روز اول تعطیلى(قصه)؛ خانم‏ها، آقایان(مقاله)؛ و شاد پشیمان(گزارش)