فانتزی خواب و رؤیا
آلیس روی سبزه ها نشسته است که خرگوش سفیدی را می بیند. خرگوش دائما به ساعتش نگاه می کند و زیر لب می گوید که دیرش شده است. او خرگوش را تا لانه اش تعقیب می کند و وارد دنیای شگفت انگیزی می شود که در آنجا همراه با دیگر جانوران کوچک می شود، رشد می کند،…
دختر کوچولویی که دوست داشت دستش به ستاره های آسمان برسد، روزی راه افتاد تا برود و خودش ستاره ها را پیدا کند. در راهی که می رفت از آسیاب کهنه، چشمه و پری ها کمک گرفت. پری ها او را به راه عجیب و غریبی راهنمایی کردند. در آخرین مرحله که باید از یک راه…