داستان تکرارپذیر
دخترى سوار بر اسب تند میرود. او در راه یک پسر، اردک، گربه، بز، خرگوش و بره را سوار اسب خود مىکند. کمکم سرعت اسب کم مىشود. با آمدن یک زنبور همه از اسب به زمین افتادند و اسب سریع فرار کرد. به همراه پرسشهایی دربارهی داستان برای سنجش میزان درک…
اکبر سوار اسب سفید میشود که به گردش برود. در راه مادر، پدر، مادربزرگ و پدربزرگش را میبیند. آنها هم سوار اسب سفید میشوند تا به گردش بروند. با آمدن زنبور همه از پشت اسب به زمین میافتند و زنبور سوار بر اسب به گردش میرود. به همراه پرسشهایی درباره…