پ. ی پنک پنک

جوانی با ذوق در شهری از شهرهای چین به نام « تو » زندگی می کند. روزی تو در خواب می بیند که سربازان شاه او را به قصر پادشاه گاسیا برده اند و در آنجا با دختر شاه لیلا دیدار کرده و عاشق دختر شده است. شاه هم به تو، پیشنهاد می کند با دخترش ازدواج کند ولی…