وجیه امیر اختیار

گنجشکی که برای عید لباس نو نداشت، یک غوزه ی پنبه پیدا کرد و آن را پیش پنبه ریس، پارچه باف و جامه دوز برد و تهدیدشان کرد و گفت حتماً باید کار او را انجام بدهند. بعد لباس نو را گرفت و پیش بقیه ی گنجشک ها رفت. در جواب سؤال دوستانش که از او می پرسیدند…