ناصری ایرانی

حاکم زورگویی دلش می‏خواهد هیچ کس به او اعتراضی نکند، حتی سگ‏ها و گاوها هم صدایی از خود نداشته باشند. او از رشد گیاهان نیز هراس دارد. روزی در کنار رودخانه، نهالی کوچک را لگدمال می کند. ولی فایده ندارد. هر کاری می‌کند تا از رشد آن جلوگیری کند. اما…